close

تماس با مدیر سایت جهت رزرو تبلیغات 09337931003


بیا دیدنی های رشت رو با هم سیر کنیم


اجاره ساعتی انواع خودروهای لوکس بدون ضامن


اجاره ویلا

اجاره ویلای ارزان فقط با 100 تومن

کسب و کار اینترنتی - صفحه 8
قالب وبلاگ
کسب و کار اینترنتی
پيوندهای روزانه

ترفندهايي كه خيلي‌ها نمي‌دانند!
ژان بقوسيان

از سال قبل آموزش بازاريابي با اينستاگرام را آغاز كرده‌ام و چندين كارگاه تخصصي در اين زمينه برگزار كرده‌ايم. در اين شماره مي‌خواهم چند ترفند ارزشمند را با شما دوستان هميشگي موفقيت در ميان بگذارم.

روند انفجاري اينستاگرام

اگر اكانت اينستاگرام داريد، آيا اينستاگرام را بيشتر چك مي‌كنيد يا ايميلتان را؟ روز به روز بازاريابي با ايميل سخت‌تر مي‌شود. البته منظورم اين نيست كه قدرتش را از دست داده يا بايد كنار گذاشته شود. هنوز اصلي‌ترين روش ارتباط در بازاريابي اينترنتي همان ايميل است. ولي اطلاع‌رساني، جلب‌توجه مخاطب و بازاريابي از طريق رسانه‌هاي اجتماعي هر روز آسان‌تر مي‌شود. دليل آن است كه رسانه‌هاي اجتماعي براي مخاطب خيلي بيشتر از سايت ما يا حتي ايميل شخصي جذاب است.

جاي هيچ شكي نيست كه اينستاگرام توانسته رتبه اول را در تمام رسانه‌هاي اجتماعي موبايل به خود اختصاص دهد. اينستاگرام بيش از ۳۰۰ ميليون كاربر دارد كه بيش از ۲۰۰ ميليون از آن‌ها كاملا فعال هستند. يعني مطالب جديد را مي‌بينند. جالب است بدانيد هم‌اكنون بيش از ۲۰ ميليارد عكس در اينستاگرام وجود است، يعني تقريبا به ازاي هر فردي كه روي كرده زمين زندگي مي‌كند ۳ عكس وجود دارد!

اگر بتوانيم از اينستاگرام درست استفاده كنيم و ترفندهاي‌ آن را بدانيم به راحتي مي‌توانيم برندمان را محبوب‌تر كنيم و همچنين محصولات و خدمات را بفروشيم. شما حتي اگر سايت نداشته باشيد باز تا حدي مي‌توانيد از روش‌هاي بازاريابي با اينستاگرام استفاده كنيد. اگر فرصت بازاريابي با رسانه‌هاي اجتماعي را از دست بدهيد، يك ابزار تبليغاتي رايگان و بسيار قدرتمند را كنار گذاشته‌ايد.

هنگامي كه تعداد فالوورهاي اينستاگرام سايت مديرسبز حدود ۱۰۰۰ نفر بود، حدود ساعت ۸ عصر پنجشنبه يك كوپن تخفيف در اينستاگرام گذاشتم و نوشتم فقط تا ۲۳:۵۹ امشب. يعني آن كوپن فقط براي ۴ ساعت معتبر بود. فقط در آن ۴ ساعت چند ميليون تومان فروش ايجاد شد. اگر همين كار با ايميل انجام مي‌شد قطعا به اين سرعت نتيجه نمي‌داد. براي ديدن اين مورد واقعي مي‌توانيد در اينستاگرام modiresabz را جستجو كنيد.

اگر ميزان كل فروش را به تعداد دنبال‌كننده‌ها تقسيم كنيم مي‌بينيم در اين مورد خاص مالي هر فالوور حدود ۴۰۰۰ تومان مي‌شود. يعني هر دنبال‌كننده برايمان مي‌تواند ۴۰۰۰ تومان فروش ايجاد كند. بنابراين حتي ارزش دارد بر تبليغاتي سرمايه‌گذاري كنيم كه نتيجه آن افزايش تعداد هواداران ما شود.

مدل‌ جديد بازاريابي اينترنتي كه روز به روز در حال رايج شدن است، هدايت افراد سايت به رسانه‌هاي اجتماعي است. پس از آنكه بازديدكننده دنبال‌كننده يكي از رسانه‌هاي اجتماعي شد، به او دسترسي داريم و مي‌توانيد پيام‌هاي بازاريابي را از اين طريق برايش ارسال كنيم.

در ادامه به بررسي ۷ ترفند مي‌پردازيم كه مي‌تواند عمليات بازاريابي شما را در اينستاگرام بهبود بخشد.

بازاريابي با اينستاگرام بازاريابي با اينستاگرام 7 ترفند بازاريابي با اينستاگرام InstagramMarketing

۷ ترفند بازاريابي با اينستاگرام

۱. استفاده بهتر از آدرس سايت در پروفايل

در اينستاگرام شما مي‌توانيد آدرس وب‌سايت را در پروفايلتان وارد كنيد. اگر وب‌سايت نداريد بهتر است آن قسمت را خالي نگذاريد. مثلا مي‌توانيد آدرس پروفايل لينكدين خود را وارد كنيد. اگر سايت داريد بهترين حالت آن است كه به جاي وارد كردن آدرس صفحه اصلي سايت، افراد را به صفحه فرود خود هدايت كنيد. صفحه فرود صفحه‌اي است كه در آن ايميل مخاطب را دريافت مي‌كنيد و به ازاي آن يك هديه به او مي‌دهيد. هديه مي‌تواند يك كتاب الكترونيكي رايگان، آموزش صوتي، فيلم يا هر اطلاعات جذاب ديگر باشد.

۲. ايجاد توقف بر عكس‌ها

از عكس‌هايي استفاده كنيد كه باعث كنجكاوي شود. اگر عكس‌هايي بسيار معمولي و حتي با كيفيت عالي منتشر كنيد هيچ انگيزه‌اي براي توقف بر عكستان ايجاد نمي‌كنيد. افراد اغلب با عكس‌هاي زيادي مواجه هستند و تنها چيزي كه باعث توقف بر يك عكس خاص مي‌شود حس كنجكاوي است. براي ايجاد كنجكاوي روش‌هاي زيادي وجود دارد. مثلا مي‌توانيد از يك محصول از فاصله‌اي بسيار نزديك عكس بگيريد كه به راحتي قابل حدس زدن نيست. ايده ديگر گرفتن عكس از زاويه‌اي نامتداول است. كمي وقت بگذاريد و بر خلاقيت عكس‌ها كار كنيد و ببينيد چقدر بيشتر موردتوجه قرار مي‌گيرند.

۳. نوشتن توضيحات پروفايل براي فالو شدن

در بخش توضيحات پروفايلتان كه Bio ناميده مي‌شود بديهيات و موارد كليشه‌اي ننويسيد. همچنين از خودتان و كسب‌و‌كارتان تعريف نكنيد. بلكه فقط بر پاسخ يك سوال متمركز شويد. چرا ديگران بايد شما را فالو كنند؟ مهم‌ترين مطلبي كه باعث فالو شدن شما مي‌شود ارائه دليلي قانع‌كننده براي اين كار است. در واقع خيلي واضح بگوييد كه با فالو كردن شما چه مزيتي به دست مي‌آورند.
مثال نامناسب: بزرگترين شركت آموزشي در زمينه بازاريابي و مديريت
مثال مناسب: با فالو كردن اين صفحه با نكات و ترفندهاي مديريتي آشنا شويد و براي خريد از سايت كوپن‌هاي تخفيف دريافت كنيد.

۴. ارائه كوپن تخفيف فقط در اينستاگرام

در صفحه اينستاگرام مديرسبز چند تست انجام داديم تا ببينيم بهترين راهكار براي هدايت افراد از اينستاگرام به سايت و ايجاد فروش چيست. فرض كنيم مي‌خواهيد براي اعضاي اينستاگرام خود يك فروش ويژه بگذاريد و ۲۰ درصد تخفيف بدهيد. اعلام اين موضوع كه محصولات ۲۰ درصد تخفيف دارند جذابيت چنداني ايجاد نمي‌كند. بهترين كار آن است كه يك كوپن تخفيف ۲۰ درصدي به صورت كاملا انحصاري در اختيار دنبال‌كنندگان شما در اينستاگرام قرار دهيد. در سايت و جاهاي ديگر هيچ صحبتي از اين تخفيف نكنيد.

۵. ارائه مطالب انحصاري

يكي از كارهاي بسيار اشتباه كه توسط بسياري از بازاريايان اينترنتي انجام مي‌شود، انتشار تمامي پست‌ها در تمام رسانه‌هاي اجتماعي و شبكه‌هاي اجتماعي است. يعني فرض كنيد شما يك فروش ويژه داريد. اين مطلب را در فيس‌بوك، اينستاگرام، لينكدين و … اعلام مي‌كنيد. پس از مدتي كاربران مي‌بينند كه رسانه‌هاي اجتماعي شما كپي همديگر هستند. بنابراين به اين نتيجه مي‌رسند كه لزومي ندارد تمام آن‌ها را دنبال كنند. كافي است گاهي به يكي از آن‌ها نگاهي بيندازند. البته گاهي لازم است مطلبي را در تمام رسانه‌ها منشتر كنيد، ولي در هر رسانه مطالب اختصاصي هم داشته باشيد.

۶. تغيير ماهانه عكس پروفايل

عكس پروفايلتان را ماهي يك بار عوض كنيد! شايد اين مورد كمي عجيب به نظر برسد، ولي اين كار باعث مي‌شود از ديد اينستاگرام كاربر فعال‌تري محسوب شويد. هرچه كاربر فعال‌تري باشيد، عكس‌هاي شما در نتايج جستجوي اينستاگرام جايگاه بهتري خواهد داشت و احتمال ديده شدن عكس‌هايتان و فالو شدن شما بيشتر مي‌شود.
شايد فكر كنيد اكانت من كاملا تجاري است و مثلا لوگوي شركت را به عنوان عكس پروفايل قرار داده‌ام. چگونه مي‌توانم هر ماه آن را عوض كنم؟ با كمي خلاقيت اين كار انجام‌پذير است. مي‌توانيد به مناسبت‌هاي مختلف لوگو را كمي تغيير دهيد. مثلا با شروع زمستان مي‌توانيد چند دانه برف به لوگو اضافه كنيد. يا با شروع بهار زمينه لوگوي شما گل و گياه باشد. حتي گاهي مي‌توانيد بر عكس پروفايلتان بنويسيد: فروش ويژه!

۷. اول آموزش، سپس فروش

در اينستاگرام به آموزش بپردازيد. شايد بلافاصله بگوييد كار من آموزش نيست. مثلا فروشگاه لوازم اتومبيل دارم. حتي اگر لوازم اتومبيل مي‌فروشيد كار اصلي شما آموزش است. البته منظور از آموزش ارائه نكات و ترفندهايي درباره لوازم اتومبيل است. همچنين مي‌توانيد نكاتي را بگوييد تا مخاطب با خواندن آن بتواند خريد بهتري انجام دهد. در آموزش‌ها توضيح دهيد چگونه مي‌توان تشخيص داد محصول كيفيت مناسبي دارد يا خير. درواقع اغلب خريداران به كمك و آموزش نياز دارند و ترجيح مي‌دهند محصول را از كسي بخرند كه آموزش بهتري مي‌دهد. يكي از دلايل موفقيت ديجي‌كالا همين است. اغلي افراد براي كسب اطلاعات درباره محصول و مقايسه محصولات به سايت مراجعه مي‌كنند، سپس به خريدار تبديل مي‌شوند.

منبع : مدير سبز


ادامه مطلب ... برچسب ها: آموزش بازاريابي با اينستاگرام، بازاريابي در اينستاگرام، افزايش فالوور اينستاگرام، ترفندهاي بازاريابي با اينستاگرام، تلویزیون سری M سامسونگ
تعداد بازدید : 93
[ پنجشنبه 12 مرداد 1396 ] [ 12:46 ] [ علی مرادپور ]

برندسازي شخصي يا پرسونال برندينگ، از جمله موضوعاتي است كه اين روزها خيلي رايج شده است. كمتر مشاوري را در حوزه مديريت و روانشناسي مي‌توانيد بيابيد كه در اين زمينه صاحب نظر نباشد.

بنابراين شايد مطرح كردن اين بحث از طرف كسي چون من، كه خود يك برند شخصي محسوب نمي‌شود، كاري جسورانه يا حتي نادرست تلقي شود. اما واقعيت را بخواهيد اگر چه طراحي برنامه هاي برندسازي شخصي كاري تخصصي است و از غيرمتخصصاني چون من برنمي‌آيد، اما تشخيص خطا در برندسازي شخصي، كار چندان دشواري نيست و گمناماني چون ما هم مي‌توانند در آن زمينه نظر دهند (دوستي دارم كه هميشه مي‌گويد: من هرگز نمي‌توانم بدون دستگاه و امكانات و تجهيزات كارگاهي، به تو اطمينان دهم كه ماشين تو سالم است. اما خراب بودن را هر غيرمتخصصي هم متوجه مي‌شود).

متاسفانه حوزه‌ي برندسازي شخصي، چه در زبان فارسي و چه در زبان انگليسي،‌ چندان غني نيست. منابع بسيار محدودي وجود دارند و آنها هم چندان قوي نيستند. اصولاً بايد كساني كه برند شخصي معتبري دارند درباره‌اش بنويسند و به نظر مي‌رسند كه چنان افرادي دوست ندارند به بهانه‌ي چنين موضوعي، شخصي‌ترين بخش‌هاي مربوط به الگوي رفتاري و برنامه ريزي خود را برملا كنند.

من فهرستي از برخي منابعي را كه در زبان انگليسي در اين‌باره منتشر شده، در انتهاي اين نوشته آورده‌ام. خودم هم يك بار چند دقيقه‌اي درباره‌ي برندسازي شخصي حرف زدم كه در آرشيو فايل‌هاي راديو متمم موجود است و شايد شنيده باشيد. اما در اينجا بيشتر مواردي را كه به چشمم خورده است، بدون تقدم و تاخر خاص و بدون هرگونه ادعايي در مورد صحت علمي و عملي آنها، صرفاً به عنوان نظراتي شخصي مي‌نويسم:

برندسازي شخصي و مقايسه آن با مفهوم شهرت

قبل از هر چيز، بايد شهرت را از مقوله برندسازي شخصي تفكيك كنيم. شهرت مقوله‌ي جديدي نيست. از كهن‌ترين تمدن‌ها هم كه سراغ بگيريد، مشاهير مختلفي در آنها بوده‌اند و تنها اتفاقي كه در طول اين هزاران سال افتاده است، ريشه‌ها و دلايل كسب شهرت تغيير كرده‌ است. زماني در يونان باستان، خطيبان و سياستمداران معروف بودند. در امپراطوري روم، شهرت از آن فرماندهان جنگ بود. كساني كه مردم، عموماً آنها را به چهره نمي‌شناختند. اما نام آنها، تقدس و احترام به همراه داشت. كشيشان، مشاهير قرون وسطي بودند و دانشمندان و فلاسفه، عصر روشنگراني را به نام خود سند زدند. نويسندگان مطرح، در قرن اخير به باشگاه مشاهير پيوستند و پس از ظهور رسانه‌هاي جمعي تصويري مانند تلويزيون، نسل جديدي از مشاهير، به باشگاه صاحب نامان قديمي و دارندگان برند شخصي افزوده شدند.

به عبارتي، عموم كساني كه ما به عنوان صاحبان بزرگ برند شخصي مي‌شناسيم، مشاهير بوده‌اند كه به سبب شغل و موقعيت اجتماعي خود، مورد توجه عامه مردم قرار گرفته‌اند. برندسازي شخصي – لااقل آنطور كه در ذهن عموم ما شكل گرفته است – به روندي معكوس فكر مي‌كند. به اين معنا كه من شغل و موقعيت اجتماعي برتر، ندارم و احساس مي‌كنم كه با استفاده از برندسازي شخصي مي‌توانم در اين هياهوي شلوغ جامعه، قدي بلندتر از اطرافيان داشته باشم. تفاوت شهرت به معناي قديم آن و برندسازي شخصي به معناي جديد آن، چيزي شبيه تفاوت يك دختر قد بلند با دختري كوتاه قد است كه كفشي با پاشنه‌اي به ارتفاع خود، به پا مي‌كند.

اين معنا از برندسازي شخصي، صرفاً نظر من نيست. كافي است نگاهي به ويكي پديا و تعريف آن از برندسازي شخصي بيندازيد. كتابي كه به عنوان نخستين توجه به برندسازي شخصي معرفي شده، كتاب Think and Grow Rich ناپلئون هيل است كه مشخصاً خطاب به آدمهايي است كه هنوز در ابتداي مسير رشد و ثروت هستند. مقاله‌ي لر و ساليوان هم كه به عنوان مرجع معرفي شده، به اين نكته توجه دارد كه برندسازي شخصي چگونه مي‌تواند مسير شغلي ما را در آينده بهبود دهد. به عبارتي، ظاهراً مخاطب بخش قابل توجهي از متخصصان برندسازي شخصي، جامعه‌ي گمنام جوياي نامي هستند كه دوست دارند از برند شخصي به عنوان ابزاري براي پيشرفت و سكويي براي پرتاب به موقعيت‌هاي بالاتر استفاده كنند.

در اينكه بسياري از سياستمداران جهان و مشاهير هاليوود، مشاور برندسازي شخصي دارند شكي نيست. اما فكر نمي‌كنم آن چيزهايي كه ما در مورد برندسازي شخصي مي‌شنويم، همان چيزهايي باشد كه آنها مي‌شنوند.

چرا برندسازي شخصي، اخيراً به صورت گسترده مورد توجه قرار مي‌گيرد؟

به هر حال، با اطمينان نسبتاً زيادي مي‌توان گفت كه ظهور شبكه هاي اجتماعي در جهان و رواج تب آنها در ايران، يكي از ريشه هاي جدي شدن برندسازي شخصي بوده است. ضمن اينكه شبكه هاي اجتماعي رسانه هايي ارزان قيمت يا رايگان به نظر مي‌رسند و هر كسي فكر مي‌كند حالا كه رسانه اي در اختيار دارد، مي‌تواند به برندسازي شخصي فكر كند، انبوه اعداد و ارقامي كه با حضور در اين رسانه ها، به سمت ما هجوم مي‌آورند، انديشيدن به برند شخصي را جدي‌تر كرده است.

خلاصه اين مقدمه‌ي طولاني اينكه ظهور شبكه هاي اجتماعي، ارزان شدن رسانه، عددي بودن و امكان مقايسه كمي موقعيت خود با ديگران در شبكه هاي اجتماعي، از جمله مواردي محسوب مي‌شوند كه تب برندسازي شخصي را جدي‌تر از گذشته كرده‌اند.

در اين جا، با توجه به برخي از رايج ترين خطاهاي حوزه برندسازي شخصي، بر چند نكته تاكيد كنم:

* برندسازي شخصي به خودي خود، يك محصول و دستاورد نيست. بلكه لباسي است كه بر تن محصول و دستاوردهاي قبلي ما پوشانده مي‌شود. شايد فردي كه يك كسب و كار موفق دارد، بخواهد به برند شخصي خود فكر كند. شايد يك بازيگر يا كارگردان معروف سينما، در اين انديشه باشد كه مردم او را چگونه مي‌بينند يا او دوست دارد مردم او را چگونه ببينند. شايد يك فوتباليست به برند شخصي فكر كند و مثلاً اين سوال برايش مطرح باشد كه داشتن يك فروشگاه پوشاك ورزشي،‌ به تقويت برند و شنيده شدن نامش بيشتر كمك مي‌كند يا صرفاً كسب درآمد از يك برند شخصي است كه قبلاً ساخته شده. اساساً هركسي كه به صورت پيوسته روبروي مردم قرار مي‌گيرد يا مورد توجه رسانه هاست، طبيعي است به اين فكر كند كه چه تصويري از او در ذهن مردم شكل مي‌گيرد يا دوست دارد شكل بگيرد.

بايد بدني باشد تا برايش به دنبال لباسي بگرديم. اگر من تا كنون هيچ نوع سابقه‌ي كار و فعاليت جدي نداشته ام، نمي‌توانم با حضور در فيس بوك و اينستاگرام و شبكه هاي اجتماعي و پرداخت پول و خريدن صفحه در نشريات مكتوب، برندسازي كنم.

* برندسازي شخصي، نيازمند زمان زيادي است. مردم، عموماً به حرفي كه خود ما در مورد خودمان مي‌زنيم، چندان توجه نمي‌كنند. بلكه منتظر مي‌مانند تا ببينند ديگران در مورد ما چه مي‌گويند. من مي‌توانم اينجا ادعا كنم كه مشهورترين فرد ايران هستم! اما شما وقتي چنين ادعايي را باور مي‌كنيد كه از دوستانتان در مورد من بشنويد. مي‌توانم بگويم موفق‌ترين مشاور مديريت هستم. اما تا شما نام من را از زبان چند مدير موفق نشنويد، توجهي به ادعاي من نمي‌كنيد. خلاصه ماجرا اينكه برندسازي شخصي، در نهايت توسط ديگران انجام مي‌شود و نه خود ما.

آنچه كه فرد مي‌تواند در اين ميانه انجام دهد، شكل دادن به يك جامعه‌ي كوچك مرجع است. به معناي اينكه اگر من بازيگر خوبي هستم، تعدادي كارگردان وجود داشته باشند كه از كار من دفاع كنند و بخشي از جامعه هم در مورد كار حرفه‌اي من صحبت كنند. اگر پزشك يا روانشناس خوبي هستم، گروهي از مراجعه كنندگانم من را تبليغ كرده و از من دفاع كنند. اگر يك نويسنده هستم، خوانندگاني داشته باشم كه نخستين تيراژ من را بخوانند و از آن دفاع كنند.

جي كي رولينگ را رسانه‌ها رولينگ نكردند. اتفاقاً ناشران و رسانه‌ها، هميشه او را رد كردند. فقط وقتي مردم كتابش را خريدند و به ديگران توصيه كردند و تيراژ فروش بالا رفت به ارقام ميليوني رسيد، رسانه‌ها تازه براي جلب مخاطب خود، به اين پديده توجه كردند. در ايران هم مثال از اين دست كم نيست.

همه اينها به آن معني است كه برندسازي شخصي، نيازمند زمان است. درست مانند كاشتن يك دانه و انتظار كشيدن براي اينكه رشد كند و قد بكشد. شايد بتوان با آب و خاك و غذا و نور بهتر، به رشد سريع‌تر اين گياه كمك كرد، اما نمي‌توان با فشار رسانه‌اي، يك دانه را ترغيب يا تشويق كرد كه يك شبه، به يك نهال واقعي ثمربخش تبديل شود.

* در برندسازي شخصي موفق، ابتدا مردم به سمت شخص مي‌آيند و نه اينكه شخص به سمت مردم برود. كافي است سري به دنياي اهل هنر بزنيد. كيارستمي يا اصغر فرهادي، كارشان را كردند. كارشان خوب بود. مورد توجه قرار گرفت. مردم به سراغشان رفتند و از آنجا به بعد، ممكن است مسئله برند براي آنها جدي شود. چه آنكه، كم نيستند مشاهيري كه برند شخصي را جدي نمي‌گيرند و زندگي خود را مي‌كنند و دغدغه‌ي آنها اين نيست كه مردم در مورد آنها چه فكر مي‌كنند و يا حضور رسانه‌اي آنها چگونه است.

احد عظيم زاده، بهروز فروتن، سليماني كاله و بسياري از كساني كه ما به عنوان مديران موفق كسب و كار مي‌شناختيم و مي‌شناسيم، كارشان را كردند. حالا كه در سمينارهاي مديريتي مختلف دعوت مي‌شوند و سخنراني مي‌كنند، ممكن است به برند شخصي خود فكر كنند. اثر يك نفر كه از يك برند شخصي دفاع مي‌كند بيشتر از صدها نفر است كه صاحب برند به سراغشان برود و از آنها بخواهد كه به او و كار او توجه كنند.

اين فلسفه را مي‌توانيد در جزئي‌ترين رفتارها هم مورد توجه قرار دهيد. از ميان صفحات اينستاگرام يا فيس بوك يا هر شبكه اجتماعي ديگر، شما وقتي به يك صفحه وفادار ميشويد كه خودتان آن را پيدا كنيد. اما آيا به روش رايج در ايران دقت كرده‌ايد؟ من حداقل پنج نفر را مي‌شناسم كه تقريباً هر هفته، تمام كساني را كه صفحه اينستاگرام من را فالو مي‌كنند، فالو مي‌كنند و حتي بعد از رد شدن درخواستشان، چون هيچ آماري ندارد كه چه كسي را فالو كرده‌اند، هفته‌ي بعد دوباره همين كار را تكرار مي‌كنند. در اين ميان، شايد كساني را پيدا كنند كه با آنها آشنا شوند و حتي به كار آنها علاقمند شوند. اما هرگز نمي‌توان چنين فردي را، با فرد ديگري مقايسه كرد كه به تلاش و جستجو يا به توصيه‌ي دوستانش، به سراغ صفحه‌ي آنها برود.

شبيه همين ماجرا در مورد ارسال پيامك و پيامهاي وايبري و ايميلهاي تبليغاتي هم وجود دارد. امروزه با توجه به گسترده بودن زيرساختهاي ارتباطي، ملاحظه‌ي حريم شخصي ديگران، عملاً به درك و شعور خودمان برمي‌گردد. چون ابزارهاي ارتباطي، آن ديوارهاي محكم و بلند سابق را به دور خانه‌هاي ما ندارند. هر نوع ارسال پيام يا ايميل يا پيامك به كسي كه صريحاً براي دريافت آن، تقاضا نكرده است، تجاوز به حريم ديگران است و نمي‌تواند به برندسازي منجر شود.

البته اين كار اگر چه براي برندسازي شخصي زيان‌بار است، همچنان مي‌تواند به عنوان مصداق خاصي از تبليغ مقبول باشد. اگر چه اين نوع خاص از تبليغ در زيرمجموعه Interruption Marketing يا بازاريابي با ايجاد مزاحمت و وقفه در كار ديگران، طبقه بندي مي‌شود كه بهترين متد تبليغ نيست (اگر چه رايج ترين است).

البته ريشه‌ي اين ماجرا، به همان صبور نبودن باز مي‌گردد. چون كمتر كسي حوصله دارد يك يا دو يا سه سال بنشيند تا مردم او را پيدا كنند. اساساً اگر چنين حوصله‌اي بود، كاري كرده بود و مردم تا كنون پيدايش كرده بودند. اما در اين شيوه، فرد مي‌خواهد راه چند ساله را با چند شب بيداري در رختخواب وكليك كردن روي تك تك افراد جامعه، طي كند! كمتر كسي دقت دارد كه اين شيوه، با پخش تراكت در سر ميدان‌ها كه سالها پيش رواج داشت، هيچ تفاوت ماهوي ندارد.

* برندسازي شخصي با ايجاد يك تصوير رويايي ايده‌آل فرق دارد. برند شخصي وقتي تاثيرگذار است كه با واقعيت فرد، منطبق باشد. اگر من محمدرضا شعبانعلي، يك جمله حرف ادبي هم بلد نيستم بزنم، با انتشار متون ادبي و مقالات وزين و روخواني از نوشته‌هاي ادبي ديگران، به يك شخصيت فرهنگي مبدل نمي‌شوم. دير يا زود،‌ مردم مرا در جايي خواهند ديد و مي‌بينند كه من، در وصل كردن مسند و مسند اليه جمله هم، چه عذاب اليمي را متحمل مي‌شوم. اگر فردي عصبي باشم، نمي‌توانم چهره‌اي خونسرد و آرام از خودم ايجاد كنم. دير يا زود، فرصتي پيش مي‌آيد و مردم،‌ آن چهره را هم مي‌بينند و هيچ چيز براي مردم هيجان انگيزتر از اين نسيت كه تعارضي بين برند شخصي ساخته شده و واقعيت زندگي ببينند.

برندسازي شخصي، زماني اثربخش است كه خودم باشم و خودم را بپذيرم و آنطور كه هستم،‌ با همه قوت‌ها و ضعف‌هايم، روبروي مخاطب بايستم.

* برندسازي شخصي، با ايستادن كنار همه‌ي افراد صاحب نام و صاحب برند،‌ تفاوت دارد. كم نيستند كساني كه هر روز، با اين و آن عكس مي‌اندازند و منتشر مي‌كنند. امروز با اين حرف مي زنند و فردا با آن. شايد آقاي دوربين را كه زماني تلويزيون نشانش داد و حتي با او صحبت كرد به خاطر داشته باشيد. مرد مشترك همه‌ي عكس‌هاي معروف رسانه‌اي. او در همه‌ي تظاهرات و برنامه‌ها و مراسم‌، به دنبال دوربين مي‌گشت و به آن لبخند مي‌زد. امروز ماجرا كمي ساده‌تر شده. به لطف تكنولوژي، آن دوربين معروف را در موبايل جاسازي كرده‌اند و مشاهير را هم به هر حال همه جا مي‌توان يافت. در سمينارها، در جلسات، در هواپيما و رستوران. چنين مي‌شود كه انبوهي عكس سلفي و غيرسلفي با مشاهير منتشر مي‌شود. من هر روز در آغوش اين هستم و در پشت آن. با يكي دست مي‌دهم و از ديگري امضا مي‌گيرم.

جامعه مخاطب، در تعريف دقيق هويت يك برند شخصي، به برندهاي شخصي و تجاري ديگري كه به او مرتبط و متصل هستند و با او تداعي مي‌شوند، توجه دارد. اگر يك برند شخصي را در كنار هر فرد مربوط و نامربوطي ببيند، در بهترين حالت، او را با يك مجري برنامه تلويزيوني يكسان فرض مي‌كند. بگذريم از اينكه مجري‌ها هم اين روزها آموخته‌اند و هر كدام، سبك خاصي از برنامه ها را اجرا و هدايت مي‌كنند.

* به دست آوردن دل همه، با برندسازي شخصي تفاوت دارد. اين توصيه كه چنان با نيك و بد خو كنيم كه پس از مردن، مسلمان به زمزم شويد و هندو بسوزاند، در عمل مصداق‌هاي خيلي معدود و كمي داشته است. هر برندي هميشه مخالف دارد. من هميشه كسي مانند استيو جابز يا مانند اپل را مثال مي‌زنم كه حتي در ايران – كه هيچ فعاليت رسمي ندارد – يك برند مطرح محسوب مي‌شود.

در يك مهماني بنشينيد و ببينيد كه اپل و آيفون، چقدر فحش مي‌خورند و ناسزا مي‌شنوند. قاعدتاً – اگر واژه هاي استاد مطهري را به عاريه بگيرم – هر وقت «جاذبه‌اي» باشد، «دافعه‌اي» هم هست. از ميان برندهاي موبايل، به يك برند فكر كنيد كه نه مخالف دارد نه موافق (اجازه بدهيد من مثال نزنم!). به طور قطع مي‌توان گفت نامي كه به ذهن شما مي‌رسد صرفاً يك نام است و نه يك برند مطرح.

دوستاني كه هم زمان سنگ ولنتاين و سپندارمذگان را به سينه مي‌زنند، نه دل اينها را به دست مي‌آورند و نه آنها را. مدرن‌ترها، آن را باستان شناس تاريخي و حفار گورهاي كهنه مي‌دانند و طرد مي‌كنند و فرهنگ محوران پارس انديش هم، آنها را به عنوان گم شده در فرهنگ غرب، از خود مي‌رانند. خودشان مي‌مانند و دو شب به ياد ماندني! (مثالهاي ديگر از اين دست كم نيست).

بحث در مورد برندسازي شخصي، به اينجا ختم نمي‌شود. اگر علاقمند باشيد مي‌توانيد به كتابهايي مانند Me 2.0و Brand You و You Inc. و The brand called you وانواع كتابهاي ديگري كه در اين زمينه وجود دارد، مراجعه كنيد. اما خلاصه بحث همان استعاره‌اي است كه هميشه به كار مي‌برم. تخم مرغ از داخل كه رشد كند و بشكند، به يك موجود زنده مولد تبديل مي‌شود. از بيرون نمي‌شود به آن زياد فشار آورد. اگر بشكند، جز درست كردن نيمرو و پر كردن شكم ديگران، كاربردي نخواهد داشت.

منبع : روز نوشته هاي محمد رضا شعبانعلي


ادامه مطلب ... برچسب ها: برندسازي شخصي، برندسازي شخصي چيست؟، پرسونال برندينگ، برندينگ، برند سازي، تلویزیون سری M سامسونگ
تعداد بازدید : 96
[ پنجشنبه 12 مرداد 1396 ] [ 12:46 ] [ علی مرادپور ]

افزايش بازديدي كه موتورهاي جستجو مانند گوگل به سايت ما ارسال مي‌كنند در حقيقت يكي از فرصت‌هايي است كه ما مي‌توانيم در تجارت و يا كار خود از آن براي افزايش درآمد و فروش محصولات استفاده كنيم.

اما فكر كنيد اگر اين بازديدكنندگان تنها ۱ ماه از طريق موتورهاي جستجوگر به سايت ما وارد نشوند چه اتفاقي مي‌افتد ؟ آيا اين به معناي يك شكست براي ادامه فعاليت و رسيدن به هدف اصلي سايت فرضي ما نيست ؟

دلايل مختلفي وجود دارد كه موتور جستجو گوگل ، رتبه سايت ما را در صفحه‌نمايش نتايج جستجو به كاربران اينترنتي كاهش دهد و همچنين گوگل پيج رنك سايت ما را كاهش دهد.

با آشنايي با اين عوامل مي‌توانيد از كاهش رتبه سايت خود جلوگيري كنيد.

و يا درصورتي‌كه هم‌اكنون اين كاهش رتبه براي سايت شما اتفاق افتاده است راه‌حل‌هاي دقيق‌تري را براي افزايش رتبه سايت خود انتخاب كنيد. همچنين اين نوشته مي‌تواند اطلاعات خوبي را در اختيار افرادي قرار دهد كه در رشته بهينه‌سازي سايت براي موتورهاي جستجوگر ( سئو ) فعاليت مي‌كنند تا در بررسي و آناليز سايت‌هايي كه بهينه‌سازي آن‌ها را بر عهده‌دارند از دليل كاهش رتبه‌هاي ناگهاني باخبر شوند. در اين نوشته با ۱۰ دليل آشكارتر كاهش رتبه سراچه‌ها (وب‌سايت‌ها) و وبلاگ‌ها آشنا مي‌شويم.

1. الگوريتم گوگل پاندا و ايجاد محتويات تازه براي سئو

گوگل از الگوريتم جديدي بانام گوگل پاندا براي تشخيص ارزش و تازگي محتويات صفحات سايت شما استفاده مي‌كند كه اخيراً وقتي از مت كات رئيس بخش مبارزه با اسپم موتور جستجوگر گوگل در توييتر سؤال پرسيده شد كه آيا گوگل پاندا هم‌اكنون صفحات فارسي‌زبان را نيز مي‌تواند آناليز كند جواب زير را دادند .

بله ، هم‌اكنون گوگل پاندا توانايي آناليز صفحات وب با تمامي زبان‌ها به‌جز كره‌اي ، چيني و ژاپني را دارا هست.

پس اگر از نوشته‌هاي سايت‌ها و وبلاگ‌هاي ديگر در به‌روزرساني سايت خود استفاده مي‌كنيد و اخيراً كاهشي را در تعداد بازديدكنندگاني كه گوگل به سايت شما مي‌فرستد احساس كرده‌ايد پس بايد بگوييم كه گوگل پاندا متأسفانه سايت شمارا به‌عنوان يك سايت كپي‌بردار شناسايي كرده است به همين خاطر نيز رتبه بسياري از صفحات سايت شما در بعضي از جستجوهاي پراستفاده از مثلاً رتبه ۳ يا ۴ صفحه اول نتايج به صفحه ۱۰ يا ۱۱ انتقال پيداكرده است ! بله ، گوگل خوشبختانه در اين مورد جديداً خيلي سخت‌گيرتر شده است و حتي اگر شما گزارش كپي‌برداري از روي سايت خود را به آن بدهيد در كمتر از ۲۴ ساعت رسيدگي مي‌كند.

2. تغيير الگوريتم‌هاي رتبه‌بندي

يكي ديگر از عوامل باعث كاهش رتبه سايت شما در گوگل مي‌شود تأثير الگوريتم‌هاي رتبه‌بندي به صفحات وب و تشخيص مرتبط بودن آن‌ها با كلماتي كه كاربران در اين موتور جستجوگر جستجو مي‌كنند .

تقريباً مي‌توان گفت به‌صورت هفته‌اي در حال به‌روزرساني است پس ممكن است در بعضي از به‌روزرساني‌ها سايت شما به دليل رعايت نكردن نكات خاصي در مورد طراحي استاندارد و بهينه‌سازي سايت براي موتورهاي جستجوگر امتيازهاي منفي دريافت كند و اين امر باعث كاهش رتبه سايت شما در بعضي از جستجوها و حتي به‌صورت كلي شود.

همچنين در بعضي از موارد ممكن است سايت‌ها و وبلاگ‌هايي كه به شما لينك داده‌اند در اين به‌روزرساني‌هاي الگوريتم رتبه‌بندي گوگل ، كاهش رتبه پيدا كنند كه اين نيز باعث كاهش رتبه سايت شما در SERP يا صفحات اوليه نتايج جستجوي گوگل مي‌شود.

3. پايان محبوبيت سايت شما در گوگل

با بررسي آمار و ارقام بسياري از سايت و وبلاگ‌ها و بر اساس گفته بسياري از مهندسين بخش جستجوي گوگل بسياري از سايت‌ها بعدازاينكه به پايگاه داده‌هاي گوگل راه پيدا مي‌كنند گوگل در رتبه‌بندي صفحات وب به آن‌ها امتيازهاي مثبت ويژه‌اي مي‌دهد كه اين امر كاملاً طبيعي است چون گوگل نيز مانند اكثر كاربران اينترنتي دنبال جديدترين‌ها است كه در عنوان اين بخش از كلمه ماه‌عسل براي اين دوره استفاده‌شده است. البته اكثر سايت‌ها بعدازاين دوره درصورتي‌كه بهينه‌سازي نشوند و از طرف كاربران نيز زياد موردتوجه قرار نگيرند در رتبه‌بندي‌هاي بعدي گوگل رتبه‌هاي واقعي‌تري به آن‌ها داده مي‌شود كه اين امر شايد باعث كاهش رتبه سايت شما شده است.

4. جريمه شدن سايت شما به علت استفاده از فن‌هاي سئو كلاه‌سياه

درصورتي‌كه براي افزايش رتبه سايت خود در موتور جستجوگر گوگل و افزايش تعداد كاربراني كه از اين طريق مي‌توانيد براي سايت خود كسب كنيد از فن‌هاي سئو كلاه‌سياه ( Black hat SEO ) مانند افزايش تعداد صفحات سايت خود با استفاده از اسكريپت‌هاي مخصوص ، افزايش غيرواقعي CTR ، افزايش تعداد كلمات كليدي مرتبط و … استفاده مي‌كنيد گوگل به‌راحتي اين فن‌ها را مي‌شناسد و ممكن است خيلي زود سايت شمارا جريمه كند و به‌طور كل سايت شما به كاهش رتبه چشم‌گيري محكوم شود.

5. رقص‌هاي گوگل و جابجا شدن نتايج جستجوها

در بعضي از اوقات و براي بعضي از كلمات كليدي ممكن است متوجه شده باشيد كه سايت شما مثلاً از رتبه اول نمايش داده‌شده در نتايج جستجو به رتبه ۵ نزول كرده است و ديگر سايت ها جاي شما را گرفته باشند. در اين صورت خيلي ناراحت نشويد چون گوگل در حقيقت دارد با اين كار خود ( رقص نتايج نمايش داده‌شده ) بهترين حالت ممكن براي رتبه‌بندي سايت ها را امتحان مي كند و در صورتي كه بازهم كاربران بر روي صفحات موجود در سايت شما كليك كنند در نتايجي كه گوگل در آن ها رقصيده است به زودي شما دوباره به رتبه اول براي آن كلمه كليدي باز مي گرديد و اين بار جايگاه مستحكم‌تري را براي سايت خود در نتايج جستجوي آن كلمه كليدي به دست آورده‌ايد.

6. مشكل‌هاست و سرورهاي سايت شما

اگر از هاست هاي بي‌كيفيت و با سرورهاي ضعيف استفاده مي‌كنيد ممكن است سايت شما در بسياري از روزها براي بازديدكنندگان به دليل مشكلات سرور سايت شما غيرقابل‌دسترس ( Down ) باشد و درصورتي‌كه گوگل متوجه شود باگذشت چند روز مشكلات خرابي سايت شما رفع نشده است به‌سرعت امتيازهاي منفي به سايت شما مي‌دهد كه اين باعث مي‌شود در رتبه‌بندي‌هاي بعدي سايت شما كاهش رتبه پيدا كند.

7. وجود لينك‌هاي شكسته در سايت شما

يكي ديگر از دلايل از دست دادن رتبه سايت يا وبلاگ در موتورهاي جستجوگر وجود لينك‌هاي شكسته ( خراب ) در سايت شما است. گوگل و ديگر موتورهاي جستجوگر همان‌طور كه مي‌دانيد از ربات‌هاي خود براي دنبال كردن لينك‌هاي موجود در صفحات وب و ثبت محتواي آن‌ها استفاده مي‌كنند و درصورتي‌كه اين ربات‌ها در سايت شما با لينك‌هاي روبرو شوند كه خراب باشند و با رفتن به صفحه مقصد خطاي ۴۰۴ ( وجود نداشتن صفحه مقصد ) اين عامل نيز يك امتياز منفي بزرگ براي سايت شما مي‌شود..

9. مشكلات موجود در فايل Robot.txt

از فايل Robot.txt مي توانيد براي راهنمايي ربات هاي موتورهاي جستجوگر و ديگر ربات ها استفاده كنيد و اگر مي خواهيد دسترسي آن ها را به بعضي از صفحات محدود كنيد بهترين راه حل استفاده از همين فايل در شاخه اصلي سايت خود ( مثل http:/mrsz.ir/robot.txt ) است. اما در بعضي از موارد به دليل دقت نكردن وبمسترها محتوياتي در اين فايل قرار مي‌گيرد كه ممكن است موتورهاي جستجوگر را از دسترسي به قسمت زيادي از سايت مربوطه منع كنند. پس در هنگامي‌كه متوجه كاهش رتبه سايت خود شديد حتماً سري به اين فايل بزنيد تا متوجه شويد توسط شما و يا ديگر اسكريپت‌هاي كه از آن ها استفاده مي كنيد در هاست خود تغييرات مضري در اين فايل ايجاد نشده باشد.

10. وجود كدهاي مخرب در صفحات سايت شما

بسياري از وب مسترهاي وب سايت به نكاتي مانند كاهش رتبه بعد از هك شدن سايت آن ها و … اشاره‌كرده بودند و در بيشتر اين موارد چيزي كه بعد از آناليز صفحات موجود در سايت آن ها متوجه شديم اين بود كه هكر يا برنامه مخربي كه سايت آن ها را هك كرده بوده است در بعضي از صفحات به كد قالب سايت مربوطه چند خط كد مخرب كه معمولاً براي سرقت اطلاعات شخصي افراد و يا لينك دادن به سايت خاصي است اضافه شده بود.

پيشنهاد مي كنم مقاله افت رتبه سايت شما در گوگل چه دلايلي دارد؟ را هم بخوانيد.

يكي از مهمترين دلايل كاهش رتبه سايت شما نيز در موتور جستجوگر گوگل مي تواند وجود همين كدهاي مخرب در صفحات سايت شما باشد كه گوگل در صورت متوجه شدن آن توسط ربات هاي خود يا به صورت كلي سايت شما را در صورت تعمير نكردن آن توسط شما از نتايج جستجو پاك مي كند و يا در ابتداي تشخيص اين مسئله در پايين نتايج جستجويي كه مرتبط با سايت شما است از عباراتي مانند “اين صفحه ممكن است به سيستم شما صدمه بزند” را نمايش مي دهد تا به كاربران اينترنتي نيز اين مسئله را خبر رساني كند و معمولاً كاربران با ديدن اين عبارات در پايين نتايج مرتبط با سايت شما بر روي لينك هاي سايت شما كمتر كليك مي كنند و خود اين مسئله باعث كاهش درصد CTR ( تعداد نمايش صفحات سايت شما در نتايج جستجو به تعداد كاربراني كه از اين طريق به سايت شما وارد شده اند ) سايت شما در موتور جستجوگر گوگل مي شود كه يكي از پيامدهاي اين موضوع كاهش كلي رتبه سايت شما است.

منبع : بهينه سازي وب


ادامه مطلب ... برچسب ها: دلايل كاهش رتبه سايت، افت رتبه سايت در گوگل، افت رتبه سايت، تلویزیون سری M سامسونگ
تعداد بازدید : 96
[ پنجشنبه 12 مرداد 1396 ] [ 12:45 ] [ علی مرادپور ]

كارآفرينان معمولا اولين بازارياب‌هاي يك برند هستند. به‌طور متوسط در حدود ۲۸ درصد از كل بودجه بازاريابي يك سازمان خرج بازاريابي محتوا مي‌شود و آن را تبديل به يكي از چشمگيرترين استراتژي‌هاي بازاريابي مي‌كند. درواقع مطالعات نشان داده‌اند كه بازاريابي محتوا بيشترين بازگشت سرمايه را نيز دارا است.

بااين‌حال بديهي است كه تمام بازارياب‌هاي محتوا از موفقيت يكساني برخوردار نيستند. ممكن است بتوانيد ۲۸ درصد از بودجه بازاريابي شركتي را در اختيار داشته باشيد، اما چگونه مي‌خواهيد از آن به شكلي موثر استفاده كنيد؟

من آن‌قدر خوش‌شانس بوده‌ام كه وارد دنياي بازاريابي محتوا شوم، شركتي در اين زمينه راه‌اندازي كنم و با برخي از حرفه‌اي‌ترين افراد اين صنعت ارتباط داشته باشم. متوجه شده‌ام كه بازارياب‌هاي موفق محتوا اين هفت كار را به روش متفاوتي نسبت به ديگران انجام مي‌دهند:

۱.پژوهش در مورد مخاطب

همه‌چيز با شناخت درست مخاطب شروع مي‌شود و موفق‌ترين بازارياب‌هاي محتوا آن‌هايي هستند كه اين مرحله از كارشان را جدي مي‌گيرند. اغلب بازارياب‌هاي محتوا كارشان را با بررسي اوليه مشتريان يا پژوهشي در مورد مخاطبان احتمالي‌شان شروع مي‌كنند، اما بازارياب‌هاي موفق محتوا مي‌خواهند همه‌چيز را در مورد جمعيت هدف خود بدانند.

آن‌ها مي‌خواهند از نيازها و خواسته‌هاي مخاطبان خود سر در آورند و بدانند آن‌ها چگونه وقت مي‌گذرانند و چه محتوايي مي‌خواهند. از اين مهم‌تر، بازارياب‌هاي موفق محتوا پژوهش‌هاي خود را بر پايه‌ فرضيات اوليه‌شان بنا نمي‌كنند؛ در عوض آن فرضيه‌ها را به چالش مي‌كشند تا بر تعصبات خود چيره شده و به حقيقت نزديك شوند.

۲. سرمايه‌گذاري

آن ۲۸ درصدي را كه قبلا گفتيم به خاطر داريد؟ بازارياب‌هاي موفق محتوا اين پول را به روش متفاوتي خرج مي‌كنند.

آن‌ها سعي مي‌كنند محتواي باكيفيت‌تري توليد كنند و به كميت كار نداشته باشند. به‌عنوان‌مثال اگر آن‌ها ۲۸۰۰ دلار بودجه داشته باشند، چهار محتواي ۷۰۰ دلاري فوق‌العاده توليد مي‌كنند درحالي‌كه بازارياب‌هاي ديگر ۵۶ محتواي ۵۰ دلاري بي‌كيفيت يا درنهايت معمولي توليد مي‌كنند.

۳. شبكه‌سازي

برخي از بازارياب‌هاي محتوا هم‌ زمان خود را صرف توليد كرده و روي كارهايي كه درنهايت باعث ايجاد و پخش محتوايشان مي‌شوند، تمركز مي‌كنند. شايد به نظر اين روش كارآمدترين روش استفاده از زمان به نظر برسد، اما بازارياب‌هاي موفق محتوا كمي از وقتشان را به شبكه‌سازي حرفه‌اي نيز اختصاص مي‌دهند.

اين مطلب را از دست ندهيد: چگونه در كمتر از ۳۰ روز يك كتاب بنويسيم؟

رويكردهاي مختلفي در بازاريابي محتوا وجود دارد كه هيچ‌كدام از آن‌ها صحيح يا غلط نيستند. اگر مي‌خواهيد بيشترين تاثير ممكن را روي مخاطبان خود بگذاريد،‌ از ديگران درس بگيريد، ‌با نويسندگان مهمان كاركنيد، با ديگر ناشران و بازارياب‌هاي محتوا ارتباط برقرار كرده و شبكه‌سازي كنيد و ايده‌هاي مختلفي را اعمال كنيد.

۴. افزايش ارزش ارائه‌شده به مخاطبان

آيا ترجيح مي‌دهيد ۱۰۰ دلار به ازاي يك وعده غذا بپردازيد يا اين پول را درازاي خدماتي كه به مدت يك هفته هر سه وعده غذايي روزانه‌تان را درب منزل به شما تحويل مي‌دهد بپردازيد؟

پاسخ سوال مشخص است زيرا تفاوت قيمتي بسيار فاحشي وجود دارد. اما نكته اينجا است كه بازارياب‌هاي موفق محتوا مي‌دانند كه چطور بايد بودجه‌شان را به‌اصطلاح كش بدهند و بيشترين ارزش ممكن را از هر محتواي توليدي دريافت كنند.

اولويت نخست آن‌ها اين است كه محتوايي باارزش هميشگي توليد كنند و سپس سعي مي‌كنند هرازگاهي به آن محتوا سري بزنند و بعضا تغييرش دهند تا از بودجه‌اي كه صرف آن شده نهايت استفاده را ببرند.

۵. تنوع‌گرايي

بازارياب‌هاي موفق محتوا خود را درگير يك حيطه تخصصي نمي‌‌كنند؛ حتي اگر با آن حيطه به موفقيت بسياري رسيده باشند. سعي آن‌ها بر اين است كه محتواهاي مختلفي توليد كرده و فرمت‌هاي مختلف تصويري،‌ مثل عكس و ويديو را در آن بگنجانند.

اين رويكرد باعث جلب‌توجه مخاطبان و همچنين تكراري نشدن خود بازارياب‌ها مي‌شود.

۶. آزمايش كردن

زماني كه بيشتر بازارياب‌هاي محتوا الگوي كارآمدي پيدا مي‌كنند، همان را به كار مي‌بندند و رهايش نمي‌كنند. به‌عنوان‌مثال،‌ اگر آن‌ها تعداد پست‌هاي مشخصي با سبك و سياقي خاص در هفته ارسال كرده باشند،‌ احتمالا همين رويكرد را در هفته‌هاي آتي نيز در پيش مي‌گيرند تا بتوانند بازگشت سرمايه خود را حفظ كنند.

اين مطلب را از دست ندهيد: با 5 ميليون تومان كارخانه توليد اطلاعات بسازيد!

اما بازارياب‌هاي موفق مي‌دانند كه حفظ بازگشت سرمايه برايشان كافي نيست و بايد به شكلي فعال آن را افزايش دهند. به همين دليل است كه بيشتر بازارياب‌هاي موفق در زمينه محتوا همواره به آزمون‌وخطا مي‌پردازند و سعي مي‌كنند فرمت‌هاي جديدي براي پست‌هايشان پيدا كنند كه مخاطب انتظارشان را نداشته باشد و جذب شود. البته اين مسئله ريسك‌هايي نيز دارد و هميشه نتيجه‌بخش نيست،‌ اما حداقل مانع از اين مي‌شود كه بازارياب درگير يك چرخه باطل شود.

۷. تحليل و بررسي

درنهايت، بازارياب‌هاي موفق محتوا مي‌دانند كه نبايد موفقيتشان را بر اساس مولفه‌هاي شخصي‌شان ارزيابي كنند. آن‌ها به اعداد و ارقام توجه مي‌كنند. به تحليل‌هايي مي‌پردازند كه آن‌ها را از درستي و كارآمدي استراتژي‌شان مطمئن سازد. آن‌ها نمي‌خواهند با خوش‌خيالي فكر كنند كه مخاطبانشان دارند از محتواي توليدي آن‌ها لذت مي‌برند، بلكه سوال مي‌پرسند تا مطمئن شوند. آن‌ها پايه و اساس كارشان را بر معيار پرزرق‌وبرق و مثبتي كه دارند بنا نمي‌كنند،‌ لكه كاوشي عميق مي‌كنند، فرضيه‌هايشان را مي‌سنجد تا نتايجي مطمئن به دست آورند و سپس بر اساس اين نتايج به بازاريابي محتوا مي‌پردازند و كارشان را ادامه مي‌دهند.

تابه‌حال از خود پرسيده‌ايد كه آيا از تمام ظرفيت و توانايي‌تان براي استراتژي محتوايي خود استفاده كرده‌ايد يا خير؟ آيا احساس كرده‌ايد كه رقبايتان عملكرد بهتري نسبت به شما دارند؟

يكي از حسن‌هاي بازاريابي محتوا ماهيت طولاني‌مدت آن است. كاري كه در مدت يك هفته انجام مي‌دهيد در مقابل كاري كه در طول سال انجام مي‌دهيد، رنگ مي‌بازد. هميشه وقت داريد كه تغييراتي در رويكردتان ايجاد كنيد؛ پس از زمان استفاده كنيد تا استراتژي بهتري ايجاد كرده و با استفاده از بازاريابي محتوا در رتبه بهتري قرار بگيريد.

منبع: مدير سبز

ادامه مطلب ... برچسب ها: بازاريابي محتوا چيست؟، بازاريابي محتوايي، توليد محتوا، استراتژي محتوا، تلویزیون سری M سامسونگ
تعداد بازدید : 103
[ پنجشنبه 12 مرداد 1396 ] [ 12:42 ] [ علی مرادپور ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
افراد آنلاین : 1
بازديدهاي امروز : 22
بازديدهاي ديروز : 40
كل بازديدها : 32731
بازدید این هفته : 22
بازدید این ماه : 1830
تعداد نظرات : 0
تعداد كل مطالب : 75
امکانات وب